وبلاگ کسروی (یه یاد یعقوب مهرنهاد)

فوریه 21, 2008

پيامبري آمريكايي با كتاب آسماني، فرشته رابط و 48 همسر: جوزف اسميت

Filed under: روشنگري — kasravi @ 4:12 ب.ظ.

 

در تاريخ مذاهب جهان تنها شخص ديگری به غير از محمد که مدعی دريافت مستقيم کتابی از جانب خداوند شده، جوزف اسميت بنيان گذار مذهب مورمون در آمريکا است. او در سال ۱۸۲۰ زمانی که ۱۵ ساله بود، به گفته خود درمکاشفه ای ازجانب خداوند به وی وحی شد كه همه کلیساها در اشتباهند و او نباید به هیچ‌کدام بپیوندد. ژورف مجدداً در ۱۸ سالگی رویایی دیگر دریافت کرد که در آن از جانب فرشته‌ای به نام مورونی به او ماموریتی عظیم داده شد تا به دنبال كتاب آسماني كه که درمحلی درنزديکی دهکده منچستر درايالت نيويورک امريکا درزمين مدفون شده است بگردد. وي به ادعاي خود  در سال ۱۸۳۰ این كتاب را كه بر روي الواح طلايي و به زبان خاصي نوشته شده بود پيدا كرد و با گذراندان سه سال در خلوت و در پس پرده موفق به ترجمه آن گشت و در انتها كتاب را به فرشته باز پس داد. اسمیت به عنوان بانی این فرقه در سال ۱۸۴۳ چندهمسری را متداول کرد و سرانجام در سال ۱۸۴۴ درحاليكه در بازداشت بود توسط افرادی مسلح که به زندان نفوذ کرده بودند، کشته شدند. بدین شکل اسمیت به عنوان اولین پیامبر و شهید این فرقه نام گرفت. گفته شده که اسمیت در هنگام مرگ دارای ۴۸ همسر بود. نكته جالب ديگر اينكه مورمون‌ها رهبر كل فرقه خود را نبى زنده و جانشين مسيح روي زمين مى‌دانند و سخنان و بياناتش را همتراز كتاب‌هاى مذهبى قرار مى‌دهند. در حال حاضر مركز اين فرقه مذهبي در ايالت يوتا آمريكا بوده و تنها در اين ايالت بيش از پنج ميليون و در آمريكا نزديك به دوازده ميليون پيرو دارد.

منابع:

ویکی‌پدیا فارسی، دانشنامه آزاد
Mormon Missionaries – FAQ
وب سایت رسمی این فرقه مذهبی
Joseph Smith, Jr.(En.Wikipedia)

Advertisements

فوریه 19, 2008

اجباري شدن حجاب، نشانه پيروزي منافقين بر پيامبر اسلام

Filed under: روشنگري — kasravi @ 2:01 ب.ظ.

مقدمه:

در اسلام زنان و بطور كلي انسان ها- به دو دسته آزاد و برده تقسيم مي‌شوند. در صدر اسلام زن برده (كنيز) به كسي اطلاق مي‌شد كه يا يكي از واليدنش برده بوده يا بعنوان غنيمت در جنگ بدست مي‌آمد.

بسياري از ما در ذهن خود تصويري ساده از مدينه داريم؛ تصويري نادرست كه با دروس تاريخي در مدارس به ما القا شده. به ما آموخته اند كه پيامبر به مدينه هجرت كرد و وقتي بدانجا رسيد مورد استقبال بي شائبه مردم قرار گرفت. اما واقعيت اين است كه از سال سوم هجري (شكست جنگ احد) تا آغاز سال هشتم (فتح مكه) پيامبر اسلام تحت شديدترين فشارها از سوي مردم مدينه بود. كشته شدن بسياري از مردان جنگي مدينه در جنگ احد، بي نظمي هاي نظامي در غزوه ذات الرقاع، محاصره مدينه و … باعث ايجاد گروه معترض بزرگي در اين شهر شده بود كه در اسلام آنها را منافقين مي نامند. از سوي ديگر كم رنگ شدن نقش قبايل در اداره شهر و اختلاط مهاجرين كه از نظر فرهنگي اندكي پايين‌تر از مردم مدينه (انصار) بودند- با ساكنان مدينه اين شهر را بسيار مغشوش و نا امن كرده بود.[1]

علاوه موارد ذكر شده بالا مسايلي چون تهمت رابطه نامشروع عايشه همسر مورد علاقه پيامبر- با صحابه‌اي جوان بنام صفوان بن معطل[2]، اظهار علاقه آشكار بعضي از بزرگان قبايل مدينه به ازدواج با همسران پيامبر در زمان حيات و يا بعد از مرگ وي[3] ، نارضايتي بعضي از همسران پيامبر از وي كه جنبه اقتصادي يا زناشويي داشت و موجب ايجاد شايعات بسياري در مورد زندگي خصوصي پيامبر شده بود[4]، دو ازدواج بحث برانگيز پيامبر (ازدواج با زينب دختر عمو و همسر سابق پسرخوانده خود[5] و ازدواج با صفيه بنت حيي، اسير زيبا روي يهودي[6]) و بهانه جويي هاي بي پايان اعراب متعصب به اندك اهميتي كه در قوانين اسلام به زنان داده شده بود[7] پيامبر را مجبور كرد كه براي حفظ همسران خود و از دست نرفتن رشته امور، آزادي هاي نسبي اعطا شده به زنان در اوايل بعثت اش را يكي پس از ديگري در مدينه پس‌گرفته و با نزول آيات محدود كننده به حفظ زندگي شخصي خود، انسجام فكري مسلمانان و برقراري نظم در مدينه كمك كند.

با اينحال پيامبر عليرغم اصرار بعضي از نزديكانش چون عمر براي وضع قانون اجباري شدن پوشش زنان[8] در برابر اين پيشنهاد مقاومت ميكرد[9] اما ابتكار عمل سران منافقين مدينه نهايتن موجب پذيرش اين مساله از سوي پيامبر شد. 

قضيه از اين قرار بود كه گروهي از منافقين و بيماردلان به تحريك سران بعضي از قبايل- در اوج نا امني مدينه و درحاليكه شهر در آستانه جنگ داخلي قرار داشت براي مجبوركردن پيامبر به بازگرداندن قدرت قبيله‌اي بعنوان نيروي پليسي شهر شروع به آزار و اذيت و تجاوز جنسي به زنان در كوچه و خيابان كردند. هر زني در معابر عمومي ظاهر مي‌شد، مورد آزار يا تعرض (زنا) قرار مي گرفت. اين امر در مورد زنان اشراف و حتي زنان پيامبر نيز اتفاق مي افتاد. پيامبر براي حل اين مشكل نمايندگاني نزد اين افراد فرستاد. آنها در توجيه رفتار خود گفتد:«ما فقط با كساني كه فكر مي كنيم برده هستند، عمل تعرض (زنا) را انجام مي دهيم»[10]. آنها اعمال خود را با اين بهانه كه هويت برده‌ها از سايرين مشخص نيست توجيه كردند[11]. به اين دليل، آيه 59 سوره احزاب نازل شد كه در آن به همسران پيامبر توصيه شده براي تمايز خود از بردگان، جلباب خود را روي سر بكشند. از آنجا كه حفظ امنيت همه مردم ديگر امكان‌پذير نبود، اجبارا برقراري امنيت با پوشش حجاب[12]– منحصر به افراد آزاد شد.

حجاب زنان را به دو دسته تقسيم كرد: زنان آزاد كه تجاوز و خشونت عليه آنان حرام بود و زنان برده كه تجاوز به آنان جايز بود.

حجاب، مظهر، نشانه و نماد عقب نشيني رسمي از اصول برابري بود كه محمد در ابتداي بعثت مژده‌اش را مي داد.

حجاب -راه حل تحميلي عمر- كه بجاي تغيير طرز فكر، زنان را مي‌پوشاند و «بيماردلان« را به زور از تغيير رفتارشان ناگزير مي كرد همچنان با گذشت 15 قرن اساسي‌ترين دستورالعمل در مورد زنان مسلمان محسوب مي شود. 

  


[1] زنان پرده نشين و نخبگان جوشن‌پوش، فاطمه مرنيسي، نشر ني، صفحه 250
[2] براي حل اين مشكل و تبرئه عايشه 17 آيه  «نازل شده است«  
[3]  روزي عُيَينه بن حِصن –رييس قبيله- به ديدن پيامبر (ص) آمد و در را فشار داد و بدون اجازه وارد خانه شد. پيامبر(ص) به او گفت: آيا نمي داني كه ادب حكم ميكند قبل از اينكه وارد خانه كسي شوي اجازه بگيري؟ او در پاسخ گفت: در زندگيم ياد ندارم از كسي براي اينكار اجازه گرفته باشم. سپس وي از پيامبر پرسيد: آن زن قشنگ كيست كه در كنار تو نشسته؟ … سپس پيشنهاد كرد كه پيامبر عايشه را در مقابل يك زن زيباتر‏، يعني همسر خود به او بدهد. (تفسير قرآن نيشابوري، دارالمعرفه. بيروت، چاپ دوم، ج22، ص 27)
[4] براي حل اين مشكل آيه 51 سوره احزاب «نازل شد«.
[5] براي حل اين مشكل آيه 37 سوره احزاب «نازل شد».
[6] صفيه همسر بسيار زيباي  كنانه يكي از روساي قبايل يهود بود كه در جنگ خندق عليه پيامبر مي جنگيدند.(تفسير طبري، ج3، ص 1148). تا قبل از آن زمان و بعد از آن مسلمانان، زنان اسير شده در جنگ را بعنوان برده استفاده كرده و بطور رسمي با آنان ازدواج نمي‌كردند. اين مورد يكي از معدود مواردي در صدر اسلام است كه زن اسير شده به ازدواج رسمي رهبر مسلمين در مي آيد.
[7] مثلن در سنت جاهلي اعراب، نه تنها زن رسمي هيچگونه حقي بر ارث شوهر نداشت بلكه خود چون اموال شوهر به ارث ميرسيد و وقتي پيامبر –در برابر خواهش يكي از همسرانش- مقرر كرد كه سهم ناچيزي از ارث شوهر به زن برسد با مخالفت‌هاي شديد اعراب روبرو شد. 
[8] نيشابوري، تفسير غرائب القرآن، در هامش تفسير طبري، ج 22، ص 9.
[9] زنان پرده نشين و نخبگان جوشن‌پوش، فاطمه مرنيسي، نشر ني، صفحه 27
[10] ابن سعد، طبقات، ج8، ص 176 – تفسير طبري، ح22، صص45 به بعد – بخاري، صحيح،ج3‏، صص 254 به بعد
[11] در آن زمان مرسوم بود كه اعراب زنان برده خود را به فاحشگي وادارند چراكه فرزندان يك برده خود برده محسوب شده و صاحبان آن مي توانستند آنها را بفروشند. بنابراين تجاوز به زنان برده قاعدتن عمل چندان ناشايستي بحساب نمي‌آمده!
[12] نخستين آيه «نازل شده« در مورد حجاب كه به آيه حجاب معروف است اصولا در مورد پوشش زنان نبوده و بمنظور جدا كردن محيط زندكي شخصي و عمومي پيامبر – كه تا قبل از اين يكي بود- نازل شده و كاهش آزادي ها و فعاليت هاي اجتماعي زنان پيامبر درپي داشت.

فوریه 8, 2008

لطيفه‌هاي آسماني/ بخش دوم: حجاب در اسلام (وقتي شام عروسي پيامبر را خوردي بلند شو برو!)

Filed under: روشنگري — kasravi @ 11:24 ق.ظ.

حجاب از نظر لغوي به معني «پرده» است – به منظور قرار دادن سدي ميان دو مرد «نازل شده » است، نه يك زن و مرد. پديداري حجاب مربوط به رويدادي است كه در سال پنجم هجري موجب نزول آيه 53 از سوره احزاب شد:

اي مومنان وارد حجره هاي پيامبر نشويد مگر آنكه اذن دهد و بر سر سفره طعامش دعوت كند. درآنحال هم نبايد زودتر از وقت آمده و بظروف غذا چشم انتظار گشاييد بلكه موقعي كه دعوت شده‌ايد بياييد و چون غذا تناول كرديد زود متفرق شويد نه آنجا براي سرگرمي و انس بسخن راني پردازيد كه اينكار پيغمبر را آزار ميدهد و او بشما از شرم اظهار نميدارد ولي خدا از گفتن حق شرم نمي كند و هرگاه از زنان رسول متاعي ميطلبيد از پس پرده طلبيد كه اين كارتان براي آنكه دلهاي شما و آنها پاك بماند بهتر است و نبايد هرگز رسول خدا را ( در حيات) بيازاريد و هرگز پس از وفات او با همسرانش ازدواج مكنيد. اين كار نزد خدا (گناهي) بسيار بزرگ است.[1]

آيه حجاب در حجله خواب شب عروسي محمد با زينب دختر حجش و براي حفظ خلوت و مانع ورود فرد سوم «نازل شده» – اين فرد انس بن مالك يكي از اصحاب پيامبر بود. طبري، در كتاب خود توضيحات انس را اينگونه ذكر كرده است:

 پيامبر با زينب، دختر حجش، عقد كرده بود. قرار شده بود من عده‌اي را براي شام دعوت كنم. عده زيادي آمدند. آنها شام خوردند…پس از مدتي پيامبر گفت:«به مهماني خاتمه بده». زينب در گوشه اتاق نشسته بود. او زن زيبايي بود. پاسي از شب گذشته بود و همه مهمانان بجز سه نفر كه هنوز نشسته و مشغول گفت و گو بودند، آنجا را ترك كرده بودند. پيامبر كه ناراحت شده بود اتاق را ترك كرد، به اتاق عايشه رفت و با او سلام و احوالپرسي كرد. عايشه از او پرسيد:«همسر جديد شما چطور است؟»او به اتاق همه همسرانش به همين ترتيب سر زد و دوباره به اتاق زينب برگشت. درآنجا ديد كه آن سه نفر هنوز مشغول صحبت هستند. پيامبر (ص) بسيار مودب و خوددار بود. وي به سرعت آنجا را ترك كرد و دوباره به اتاق عايشه رفت. سرانجام، بخاطر نمي‌آورم توسط من يا فرد ديگري به پيامبر (ص) گفته شد كه آن سه نفر بالاخره آنجا را ترك كردند. آن حضرت به اتاق زينب برگشت. يك پا را در اتاق گذاشت و پاي ديگرش را بيرون نگهداشت و در اين حالت پرده‌اي ميان خود و من كشيد. آيه حجاب در اين لحظه نازل شد.[2]

يك رويداد نسبتا كوچك – يعني ترك كمي ديرتر از موقع محل مهماني شام توسط عده‌اي مهمان- موجب عصبانيت محمد و عكس العمل سريع خداوند گشت. البته اين آيه تنها آيه مرتبط با حجاب زنان در قرآن نيست ولي نخستين آن و يكي از محكم‌ترين مستندات فقها براي اثبات لزوم حجاب زنان مسلمان بشمار ميرود.    شايد اگر آن سه مهمان پرچانه زودتر خانه محمد را ترك كرده بودند داستان حجاب در دين اسلام متفاوت از اكنون بود! 

منابع ديگر:Mernissi F. The veil and the mail elite. 1997. Addison-Wesley 


[1] قرآن كريم، ترجمه الهي قمشه‌اي، انتشارات طلوع، سوره احزاب، آيه 53
[2] طبري، تفسير، دارالمعرفه، ج22، ص 26.

فوریه 6, 2008

لطيفه‌هاي آسماني/ بخش نخست: خدا در تورات (وقتي خدا با پيامبرش كشتي ميگيرد و مغلوب مي شود!)

Filed under: روشنگري — kasravi @ 12:19 ب.ظ.

پيش گفتار:

تقريبا همه مسلمانان جهان- من الجمله ايرانيان- بر اين تصورند که تورات و انجيل دو کتابی هستند که از جانب خداوند بر موسی و عيسي نازل شده‌اند، به همان صورت که قرآن بر محمد نازل شده است . اين اعتقاد عمدتا از تصريح خود قرآن ناشی شده است که : آن خدايی که قرآن را بر تو(محمد) فرستاد، تورات و انجيل را نيز بر موسی و عيسي فرستاد( آل عمران 3، 48. مائده، 46. حديد، 27) ولی واقع امر اين است که تورات و انجيل، هيچکدام نه کتاب واحدی هستند و نه موسی و عيسی آنها را به صورت وحی از آسمان دريافت داشته‌اند. آنچه امروز در جهان مسيحيت به نام کتاب مقدس عرضه ميشود، مجموعه ای از دو بخش عهد عتيق و عهد جديد است. عهد عتيق شامل 39 كتاب است كه 5 كتاب نخست آن مجموعا تورات ناميده شده و عهد جديد نيز كه چهار كتاب اول آن اختصاصا انجيل ناميده مي‌شود، جمعا شامل 27 كتاب و رساله است كه در طول دو قرن توسط افراد مختلف نوشته شده اند که هيچ يک از آنها حتي از حواريون عيسي نبوده اند. خود عيسي در هنگام مرگ خويش اساسا از وجود كتابي بنام انجيل بي خبر بود

.

خداي يهوديان كه در تورات يَهُوَه نام دارد حيرت‌انگيزترين و جالب‌ترين خداي اديان آسماني است. وي صرفا خدای قوم يهود است و پيامبرانی که از جانب خود ميفرستد منحصرا پيامبران ملت يهودند و به کفر يا ايمان ديگران کاری ندارند[1]. تعاليم و قوانين آنان کلا بر اين محور ميگردد که منافع خاص قوم يهود از هر راهی که لازم باشد حفظ شود، ولو مستلزم آن باشد که مسائل اخلاقی و انساني بسياری زير پا گذاشته شوند و حقوق مشروع ملتهای ديگری ناديده گرفته شوند يا کسان بسياری به ناحق کشته شوند.

اين خدا با يک پيغمبرش (ابراهيم) کباب و آبگوشت ميخورد و زير درخت استراحت ميکند[2]. باپيغمبر ديگرش (يعقوب) کُشتی ميگيرد وزورش به او نمی رسد[3]. نشيمنگاهش را به ديگري (موسي) نشان مي دهد[4] و چند وقت بعد در شب تاريک دنبال وي در بيابان مي‌دود تا او را به علت ختنه نبودن بکشد[5] از پيغمبر ديگرش (هوشع) می خواهد که با زنِی زنا زاده و زنا کار ازدواج کند[6]. به پيغمبر ديگرش (حزقيال) دستور ميدهد که تا 390 روز روی نان روزانه‌اش گُه انسان بمالد و بخورد[7] به پيغمبر ديگرش شکايت می‌کند که دو خواهری که معشوقه او بودند يکی پس از ديگرِی سرش کلاه گذاشته اند و با ديگران زنا کرده‌اند[8]. دختران ناز پرورده اورشليم را غضب می کند و فرمان می‌دهد که ديگر مو بر فرج آنها نرويد[9]. براي اثبات قدرت خدايي خود بنده‌اش ايوب را به دست شيطان مي‌سپارد[10]. به پيغمبر ديگرش پرخاش مي‌کند که چرا با زن يکي از سرداران خود زنا کرده است در حالي که خود يهوه حاضر بوده است زنان ديگری را به آغوش او بفرستد. علاقه خاصي دارد كه براي او هر چه بيشتر قرباني كنند و اصولا وقتي بوي خوش قرباني كباب شده از سوي نوح به مشامش ميرسد از تصميم خود براي نابودي نسل بشر پشيمان ميشود[11] حتي نحوه دقيق کباب کردن گاو و گوسفند را چون يک آشپز کهنه کار به پيغمبر اولوالعزم خودش تعليم می دهد[12]. اخبار محرمانه دربار يهود را مانند يک مامور مخفيه اطلاعاتي به گوش پيامبر ديگرش ميرساند[13]. در نقش يک رئيس مافيا به يهوديان مصر توصيه ميكند که از همسايگان مصرِی خود هر قدر بتوانند طلا و نقره به امانت بگيرند تا آنها را در خروج از اين کشور با خودشان ببرند[14]، وقتي پادشاه منتصب او (شائول) كه از جانب خدا مامور نابودي كامل قوم فلسطيني عماليق بوده، تنها چند گاو و گوسفند از اين قوم زنده باقي ميگذارد، شائول وتمام پسرانش را قتل عام ميكند[15]. گاهي آنقدر خشمگين ميشود كه در عرض يک شب چند ميليون نوجوان و کودک مصری و حتی گاو و گوسفندهای نوزاد را با دست خويش سر می‌برد. وقت ديگر خدا از اينکه گروهي از فرزندان نوح در صدد ساختن برج معروف بابل برآمده اند نگران ميشود ، زيرا که ميترسد اين برج تا به آسمان برسد و آنوقت اينان بفکر تجاوز به دستگاه خدايی او بيفتد بنابراين زبان هاي مختلف را ايجاد مي كند تا انسان ها زبان هم را نفهمند و نتوانند آن برج را بسازند.[16] زماني كه داوود پيامبر تصميم ميگيرد براي او در اورشليم خانه‌اي بسازد نزد پيامبرش ناز ميكند كه چرا تا بحال كه از اين خيمه به آن خيمه سرگردان بوده برايش مسكني نساخته[17]. 

اينهم عواقب تخطي از فرامين يهوه:«اگر مرا نشنوی و جميع اوامر و فرايض مرا که به تو ميفرمايم بجا نياوری ،آنگاه در شهر و در صحرا ملعون خواهی شد و ظرف خمير و ميوه زمين تو و گوساله ها و بره‌های گله‌ات نيز ملعون خواهند شد. و بر تو وبا و سل و تب و التهاب و حرارت و شمشير و باد سموم و يرقان خواهم فرستاد،و فلک بالای سرت مس خواهد شد و زمين در زير پايت آهن ،و باران را با گرد و غبار خواهم آميخت تا ار آسمان نازل شود و ترا هلاک کند، و ترا به بواسير و جرب و خارش و به ديوانگی و نابينايی و پريشانی دل مبتلا خواهم ساخت. زنی را که نامزد کنی ديگری با او خواهد خوابيد،فرزندانت به اسيري برده خواهند شد وگاوت در نظرت کشته شود  و ديگران گوشتش را بخورند،و الاغت پيش روِی تو به غارت برده شود،و زانوها و ساق ها و از کف پا تا فرق سرت را به دمل بد که از آن شفا نتوانی يافت گرفتار خواهم کرد . تخم بسيار به مزرعه خواهی برد اما ملخ آنرا خواهد خورد ، و تاکستانها عروس خواهی کرد اما شراب آنرا نخواهی نوشيد زيرا کرم انگورت را خراب خواهد کرد …. منبع:كتاب مقدس (ترجمه قديم)، انتشارات ايلام، انگلستان، چاپ سوم. 1426 صفحه.


[1] کتاب حزقيال نبِی، باب سوم، آيات 4 الي 6
[2] كتاب سفر پيدايش، باب هجدهم، آيات 1 الي 8
[3] كتاب سفر پيدايش، باب سي و دوم، آيات 22 الي 32
[4] كتاب خروج، باب سي و سوم، آيه 23
[5] كتاب سفر خروج، باب چهارم، آيه 24
[6] كتاب هوشع نبي، باب اول، آيات 1 الي 4
[7] كتاب حزقيال نبي، باب چهارم، آيات 4 الي 12
[8] کتاب حزقيال نبي، باب بيست و سوم، آيات 1 الي 35

[9] کتاب اشعياء نبِی ، باب سوم، آيات 16 الي 24

[10] كتاب ايوب نبي، باب دوم، آيه 6
[11] كتاب سفر پيدايش، باب هشتم، آيه 21
[12] كتاب اعداد، باب بيست و هشتم، آيات 1 الي 11 – كتاب لاويان، باب اول، آيات 1 الي 17
[13] كتاب اول پادشاهان، باب چهارم، آيات 1 الي 17
[14] كتاب خروج، باب يازدهم، آيات 2، 35 و 36
[15] كتاب اول سموئيل، باب پانزدهم، آيات 1 الي 35 –  كتاب اول تواريخ، باب دهم، آيه 12
[16] سفر پيدايش، باب يازدهم، آيات 1 الي 9
[17] كتاب اول تواريخ، باب هفدهم، آيات 3 الي 6

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.