وبلاگ کسروی (یه یاد یعقوب مهرنهاد)

مه 2, 2008

آخرين لينك

Filed under: Uncategorized — kasravi @ 6:54 ب.ظ.

«نظر چند روانشناس درباره سلامت رواني احمدي‌نژاد«. اين تيتر نخستين لينك صفحه داغ بود. قبل از آنكه توضيحات را بخواند نگاهي به نام ارسال كننده‌اش انداخت: olad. لبخندي بر لبانش نشست و روي گزينه سبز و مثبت كنار لينك كليك كرد. توضيحات را نيم خوانده گذاشت تا چاق سلامتي‌اي با دوست قديمي و ناديده‌اش كرده باشد: «درود بر اولاد نازنين! كم پيدايي رفيق.« و با دونقطه و پرانتز شكلك لبخندي كشيد.

– واسه شام نون نداريم ها!

صداي مادرش بود كه براي چندمين بار از او ميخواست به نانوايي برود. از تُن صدا دريافت كه اگر بي‌درنگ برنخيزد الم شنگه‌اي بپا خواهد شد. سوييچ آويزان از گيره جارختي را به سرعت برداشت. وقتي در را با عجله پشت سرش مي‌بست دوباره فرياد مادرش را شنيد كه با لحني آميخته از شوخي و تحكم فرياد مي‌زد:

– طفلكم! ميدونم لينكت رو اجاقه! ولي خواهشاً تند نرو!

@@@@

– اون جوون عقب افتاده‌ رو ويلچر….هموني كه تو آسانسور ديديم…. تازه اومدن تو آپارتمونتون؟

عمويم درحاليكه كليد در منزلش را مي چرخاند آهي كشيد و به آهستگي گفت:

– نه بنده هاي خدا!

به داخل تعارفم كرد و ادامه داد:

– عقب‌افتاده نيست. بيچاره دانشجو بود…. تو تصادف اينجوري شده…

با دست جهتي را نشان داد و افزود:

– تو اون فرعي به اصلي كه بهت گفته بودم خيلي تصادف ميشه… كنار نانوايي… همونجا.

براي آنكه به نشانه همدردي حرفي زده باشم از دهانم پريد:

– طفلك!

واژه در مغزم پيچيد و چيزي را برايم تداعي كرد. يك دوست قديمي در بالاترين با آي-دي teflak. در صفحه شخصي‌اش نوشته بود كه مادرش اينگونه صدايش مي‌زند و بهمين خاطر اين نام را برگزيده بود. چند ماهي ميشد كه ديگر در بالاترين فعاليت نمي‌كرد. وبلاگ و اي-ميلي هم نداشت تا بفهميم چرا.

– نمي‌دونم زن عموت اين قوطي چايي را كجا گذاشته!؟

انگشتانم دسته مبل را فشرد و در ميان غرولند‌هاي عمويم داستاني جديد در ذهنم شكل گرفت؛ داستاني كه لحظاتي قبل عنوانش را انتخاب كرده بودم:  آخرين لينك.

 

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. بانام خداوند مهر آفرین…به نام نامی مهر… درود بر شما…چو ایران نباشد تن من مباد…بهتر ازایران کجاست؟به پایگاه دل تپنده ایران بزرگ سر بزنید:

    دیدگاه توسط زادمهرمهرآفرین( حسن توکلی رودسری) — مه 2, 2008 @ 6:59 ب.ظ. | پاسخ

  2. اولاد نازنین, خوب بود, عالی بود, وحشتناک بود. تو زبون انگلیسی گاهی از یک صفت میشه دو تا معنای کاملاَ متضاد برداشت کرد یعنی وحشتناک رو به معنی مثبت گرفت یعنی عالی و تاثیرگذار و یا به معنی منفی تاثربرانگیز و دردناک, ولی این وحشتناک من, از اون صفت ها نیست, این وحشتناک من دوتای این معانی رو درون خودش داره, اون سکانسی که بیورک رو تو فیلم شاهکار لارس فون تریه (رقصنده در تاریکی) داشتن اعدامش می‌کردن هم از همین وحشتناکه برای توصیفش استفاده می‌کنم.

    دیدگاه توسط ورتيگونه — مه 3, 2008 @ 5:45 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: