وبلاگ کسروی (یه یاد یعقوب مهرنهاد)

اوت 2, 2008

خانه‌‌‌اي كه هر سال كوچك‌تر مي‌شود؛ همچون آرزوهايمان!

Filed under: Uncategorized — kasravi @ 11:46 ق.ظ.

 – يه 65 متري دارم تو همين خيابون، طبقه چهارم، بدون آسانسور، 11 تومن، 250 تومن[1].

كودكي كه خود را ناشيانه پشت برگ هاي گل تزئيني داخل بنگاه مسكن مخفي كرده با صداي مادرش سر برمي‌گرداند و چشم در چشم ميشويم.

بچه كه بودم خودم را پشت درخت هاي باغچه بزرگ خانه پدري پنهان مي‌كردم. دو درخت پرتقال محلي كه برخلاف درختان پرتقال پيوندي امروزي قامتي افراشته داشتند و تنه‌‌اي قطور. خانه‌مان سه اتاق خواب داشت و از آنجا كه من تنها فرزند خانواده بودم، دو اتاق در تملك ام بود!

اكنون  27 سال بعد از آن دوران، با همسرم در آپارتماني 72 متري زندگي مي‌كنم كه تخت خوابمان بزور در تنها اتاقش جا شده است. آپارتماني كه آخر برج بايد تخليه‌اش كنيم.

– ارزون تر نداريد؟

بنگاهي نگاه تمسخرآميزي به من مي‌اندازد و جواب از پيش جويده شده‌اش را به صورتم تف مي‌كند:

– ارزون تر مي‌خواي بايد بري پايين‌تر! آنگاه در مكالمه همكارش و خانمي كه سه صندلي آنطرف‌تر نشسته مي‌پرد و مي‌گويد:

– نه خانم! يك اتاق خوابه اس ولي هالش بزرگه.

بچه كه بودم فكر مي‌كردم همه بچه ها بايد دو اتاق خواب داشته باشند! حالا نه تنها نتوانسته‌ام در خانه اتاقي براي فرزندم مهيا كنم بلكه هفته پيش به مدد میفه پریستون[2] او را از حق حيات نيز محروم كرده‌ام.

از بنگاه بيرون مي‌زنم و كنار باجه تلفن عمومي روبرو مي‌ايستم. خانمي كه داخل بنگاه ديده بودم نيز همراه فرزندش و پادوي بنگاه از آن بيرون مي‌آيند. تعجب مي‌كنم كه چرا تابحال متوجه برآمدگي شكمش نشده بودم. احساس عذاب وجداني كه يك هفته است با آن دست به گريبانم دوباره خودش را به قفسه سينه‌ام مي كوبد. چشم از آنها برمي دارم و به تكه کاغذی مي‌دوزم كه صبح از صفحه نيازمندي‌هاي روزنامه كنده‌ام:

…. يك آپارتمان 53 متري….

 

 

Now as I look around, it’s mighty plain to see

The world is such a great and funny place to be

The gambling man is rich and the working man is poor

And I ain’t got no home in this world anymore.[3]


[1] منظور اجاره‌اي به مبلغ 11 ميليون پيش پول و ماهي 250 هزار تومان است

[2] داروی سقط جنین

[3] بخشي از ترانه «من ديگه تو اين دنيا خونه‌اي ندارم« اثر وودي گاتري (Woody Guthrie)

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. تاثیرگذار بود … نسل های بعدی احتمالا مفهومی به نام «تملک» رو در مورد خانه به کلی فراموش خواهند کرد … مثل زمانی که فقط قشر خاصی از جامعه صاحب ملک بودند …

    دیدگاه توسط پژوهنده — اوت 3, 2008 @ 12:43 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: