وبلاگ کسروی (یه یاد یعقوب مهرنهاد)

آوریل 24, 2009

دلم تنگ شده است، براي خبري خوش

Filed under: Uncategorized — kasravi @ 1:19 ب.ظ.

 

 

bad news

دلم تنگ شده است؛ براي  خبري خوش! كه بگويي برايم يا بگويم برايت. براي برق چشمانت ، جمله « خدا را شكر« و آه شادمانه بعد از گفتنش.

صليب در مشت در تختخواب دراز كشيده اي؛ خشمگين از من و خدايت كه هر دو برايت بد مي آوريم. دراز كشيده ام، با سيگاري در دست، بروي قاليچه اي مندرس، پهن شده در تراس كوچك خانه و دلم تنگ شده براي آن دو ابروي چين خورده و موعظه قديمي كه « مي كشي آخر خودت را با اين سيگار!« 

ولي من هنوز زنده ام با قلبي طپنده و آرزويي كه كاش جاي آني بودم كه تا ديروز در خود داشتي؛ حجمي مبهم با قلبي بازايستاده از طپش.

از پله ها كه پايين ميرفتيم، بغضت را فرو خوردي ، روسري ات را جلو دادي، لبخند جراحي شده ات را حجاب جراحت قلبت كردي و گفتي: «چه بهتر! دلم نمي خواست او هم مثل من اينجا بدخت شود.« و من دلم تنگ شد براي دختري كه كيف جيبي اش به شكل نقشه ايران بود و نام فرزند ناديده اش، ايران دخت.  از پله ها كه بالا ميرفتيم گفتي كه بايد دوباره آغاز كنيم. نه در اين خانه اجاره اي، نه در اين شهر اجاره اي ، نه در اين مملكت اجاره اي! و نيشخندي تحويل مني دادي كه دلم براي صاحب خانه بودن هاي كودكي تنگ شده بود!

در سرزمين شهيدان زنده، مردگان حيات يافته بعد از فوت و زندگان رو به موت، مرگ خبر تكراري و بي ارزشي است.

مانند صحنه هاي سينمايي، باران مي بارد، ماهواره قطع شده و تو در تختخواب دراز كشيده اي با صليبي خيس در مشت و صداي مجري خبر تلويزيون جاي خالي مرا در كنارت پر ميكند. خبرها همه خوب و اميدوار كننده اند؛ افتتاح فلان كارخانه در فلان شهر، رشد فلان شاخص اقتصادي و فلان پيروزي در عرصه سياست خارجي. من اما دير زماني است كه دلم براي خبري خوش تنگ شده است.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.